...
امروز داشتم با خودم فکر میکردم
دیدم پری خیلی ماه
خیلی
بیشتر از اون چیزی که بتونم توصیف کنم
100000000 بار دلشو شیکوندم باز موند
مستقیم بهش گفتم برو ولم کن بهم گفت خفه شو مگه دست توئه و باز پام موند
بعد عید فکر نکنم یه شب باشه که اومده باشه و ناراحتش نکرده باشمش و بعد بخوابه ولی باز بهم دفعه بعد که اس میده مینویسه سلاااااااااااااااااام دلم برات تنگ شده بود
خیلی ماه اگه من بودم میزاشتم میرفتم
ولی این هنوز مونده
تازه با قبلیا مقایسه میکنمش دلم میخواد بپرستمش
اون از پگاه که اصلا معلوم نیست با خودش چند چند بود
خودش پیشنهاد داد یه هفته بعد گفت بای دوباره برگشت دوباره رفت...
اون از فرناز که هر روزمون شده بود فقط منت کشی من یا میخواست با اون پدرام بره
یا میومد میگفت خیانت و ببخش
یا میگفت اصلا من میرم با فلانی
اونم از انا که اصلا لازم نیست بگم و برامم دیگه مهم نیست
اون از ترانه که رو به رویه من وایستاده بود با یه پسر دیگه میحرفید گفت از اخرین باری که اومدم خونتون دیگه دوسم نداری دیگه بهم نمیگی بریم بیرون چیه دیگه کارت بام تموم شده؟ بعدم گفت پسر خالمه
ولی پری چی؟
هنوز پام مونده
خدایا میدونستم بلاخره با یه فرشته اشنام میکنی
♥تولد پریسا:75/8/4